السيد الخميني

546

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )

أحكام مالكيّت [ مسائلى در أحكام مالكيّت ] س : 1 - زمينهائى كه مسبوق به زرع بوده ولى چند سالى است كه در أثر بىآبى زرع نشده و مالك هم از آنها اعراض نكرده ، آيا گرفتن آنها براى دادن به مستضعفين جائز است ؟ ج - تا مالك از آن اعراض نكرده به ملكيّت او باقى است . س 2 - درّه‌اى شامل قطعه زمينى است قديمى كه چند نفر طبق يك سند قديمى مالك آن مىباشند ، و در پائين و بالاى آن درّه چند درخت خرماى قديمى موجود است . منتهى زمين مزبور به مرور زمان موات شده ، پنج سال قبل همان چند نفر - كه طبق سند قديمى مالك بودند - زمين را با رضايت طرفين به چهار نفر داده‌اند كه درخت غرس نمايند ( به اين نحو كه پس از اينكه درخت به ثمر رسيد بين مالك و غارس به نه قسمت تقسيم شود ، پنج قسمت مال غارسين و چهار قسمت مال مالكين ، و حتّى درختى كه غارسين كاشته‌اند پنج قسمت از خودشان داده‌اند و چهار قسمت از مالكين گرفته و كاشته‌اند ) و حالا كه به ثمر رسيده غارسين إظهار مىدارند كه اين زمين مال ما است و شما هيچ حقّى نداريد ، در صورتى كه مالكين يك سند قديمى دارند ، و يك سند هم در پنج سال